17. شعبان 1431
29. جولای 2010
فرا اطلاع
وبلاگ
سند چشم انداز سازماني
برگزيده
| حاشیه هاي جالب ديدار رهبر انقلاب با نخبگان |
|
|
| پنجشنبه, 07 آبان 1388 ساعت 12:45 |
|
شما خیال نكنید كه حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب میكنم، همهى برنامههاى صدا و سیما را مىآورند، دانهدانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخیر، از خیلى از برنامههاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم صبح چهارشنبه؛ شماری از نخبگان جوان كشور مهمان رهبرانقلاب هستند تا سومین همایش ملیشان را بعد از این دیدارو گفتگو آغاز كنند.
مراسم با تلاوت قرآن و شعری در ستایش حضرت علیبنموسیالرضا علیهالسلام، آغاز میشود و قرار است با سخنرانی معاون رییسجمهوری و تعدادی از نخبگان ادامه یابد و به سخنان رهبری ختم شود. نسرین سلطانخواه معاون جدبد علمی و فناوری رئیسجمهوری اولین سخنران مراسم است و بعد از او، محمدهادی فروغمند عراقی، راضیه طبائیان، فرشید امیری، سیدپیمان شریعتپناهی، سماء گلیایی، سیداحسان آذرمسا، زهرا محمودی، نفرات دیگری هستند كه به عنوان «نخبگان جوان»، دیدگاهها و مباحث مختلف خود را مطرح میكنند. متن بیانات در دیدار جمعى از نخبگان علمى كشوربسماللَّهالرّحمنالرّحیم جلسهى امروز ما با شما عزیزان، مثل همیشه، براى من یك جلسهى بسیار شیرین و امیدبخش بود. حقیقتاً نقطهى امید اصلى كشور جوانان تحصیلكرده و فرزانه، بخصوص آنوقتى كه این فرزانگى با تعهد و احساس مسئولیت همراه باشد، هستند. و دیدار شما برادران و خواهران عزیز، فرزندان عزیز من - كه بحمداللَّه دیدار بسیار شیرین و خوبى بود - این امید را نه تنها در دل من، در دل مسئولین، بلكه در سطح كشور تقویت میكند. اول یك نكته را خطاب به مسئولین محترم - وزراى محترمى كه تشریف دارند و رئیس محترم بنیاد نخبگان؛ خانم معاون رئیس جمهور و دیگر مسئولین - عرض بكنم؛ برنامه را، نگاه را، با توجه به این واقعیتها باید تنظیم كنید. امسال آنچه كه انسان میشنود از جوانِ نخبهى علمى، به طور محسوسى برتر، پختهتر و عمیقتر است از آنچه كه ما سال قبل شنفتیم و از آنچه كه یك سال قبل شنفتیم و به طریق اولى از آنچه كه من ده سال قبل، از جوانان دانشجویمان یا فارغالتحصیلمان میشنفتم. من با مجموعهى دانشگاهى همیشه ارتباط داشتهام. میدانید من هر سالى چند بار به مناسبتهاى مختلف با جوانها مىنشینم و از این جور جلسات داریم؛ صحبت میكنند، حرف میزنند، نظرات را بیان میكنند. من در نفس خودم ارزیابىاى فارغ از برنامهریزىهاى كلان یا غیر كلان كه در كشور هست، دارم. در این ارزیابى من فاصلهى محسوسى مشاهده میكنم بین آنچه كه امروز ما داریم و آنچه كه ده سال قبل داشتیم؛ یعنى پیشرفت به طور واضح خودش را نشان میدهد. مسئولین محترم با توجه به این واقعیت براى آینده برنامهریزى كنند. این نكاتى كه این جوانان عزیز اینجا گفتند، دقیقاً همان نكاتى است كه در ذهن انسانى كه فكر میكند روى مسئلهى حركت علمى كشور و آیندهى كشور و پیشرفت كشور، وجود دارد. پیداست جوانها عمیقاً به مسائل اساسى توجه دارند. اینى كه یكى از جوانهاى عزیز گفتند: «فعالیتها باید بر اساس نیازهاى آینده باشد، این آینده را ترسیم كنید، این نیازها را تصویر كنید»؛ یا در همین زمینه جوان عزیز دیگرى گفتند: «جهت حركتمان را خودمان معین كنیم؛ نه اینكه جهت حركتى را كه دیگران - غربىها - ترسیم كردهاند، ما تكمیل كنندهى پازلهاى زندگى آیندهى آنها باشیم؛ ببینیم چه نیاز داریم، آن را تأمین بكنیم»، این حرفها حرفهاى بسیار بزرگى است؛ حرفهاى بسیار مهمى است. اینها همان چیزهائى است كه هر انسان آگاهِ متفكرِ دلسوزِ متعهدى وقتى به نگاه كلان به حركت علمى كشور نگاه میكند، این چیزها را درك میكند؛ منتها درك او كافى نیست؛ اگرچه لازم است؛ بر اساس آن برنامهریزى كردن، مهم است. و اینى كه از جهت فرهنگسازىِ براى نخبگان، چند نفر از این جوانهاى عزیز اینجا گفتند فرهنگسازى كنیم، فرهنگ متعهد بودن نخبه را به جامعه گسترش بدهیم، نه توقع داشتن صرف. البته توقع، منطقى است، بجاست؛ توقعِ بیجا نیست؛ لكن در كنار این توقع، احساس تعهد، وامدار بودن؛ من به عنوان یك فردِ از این مجموعهى عظیم كشور چه وظیفهاى بر دوش دارم؟ من چه كار باید بكنم؟ اینها خیلى مهم است. اینكه گفته شد: «عنصر معنویت دینى را، نه معنویت فارغ از دین و جداى از دین - كه اساساً معنویت نیست، توهم است - را یك عنصر اصلى در حركت علمى و پژوهش علمى قرار بدهیم» - كه یكى از خانمها اینجا بیان كردند - كاملاً درست است. این یكى از آن نقاط اساسى است كه باید به آن توجه كرد. اگر این شد، آن اخلاقى شدن جامعه هم - كه این جوان عزیزِ اخیر طرح توقع كردند كه این توقع ماست و بارها این توقع را تكرار میكنیم - تحقق پیدا خواهد كرد؛ چون با شعار كه نمیشود پیش رفت؛ باید حركت كرد؛ باید رفت در جهت آن هدفى كه ترسیم شده. من وقتى این اظهارات را از شماها میشنوم، احساس امید بیشترى میكنم و احساس یقین میكنم به اینكه این جامعه، این نظام، این مجموعه، با این حركت محسوس مادى و معنوى، علمى و اخلاقى كه دارد، به اهداف خودش بدون تردید خواهد رسید و همین است كه نظام جمهورى اسلامى مصونیت پیدا كرده. حالا اشاره كردند به حوادث و مسائل اخیر. خوب، در این زمینهها خیلى حرف هست؛ خیال نكنید آن حرفهائى كه صدا و سیما میزند، این، همهى حرفهاست؛ نه، خیلى مطلب هست. گفت: «یك سینه حرف موج زند در دهان ما». اینجور نیست كه هر چه كه انسان احساس میكند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرفهاى زیادى هست. شما جوانها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، بتدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد. من مىبینم در همین حوادث سیاسى اخیر و در مجموع حوادث این سى سال، كشور بتدریج به مجموعهى مصونیتدار، ضد ضربه، ضد بمب تبدیل شده؛ یعنى نظام جمهورى اسلامى. شوخى نیست. شما قدرت امنیتى و جاسوسى و تبلیغاتى این سرویسهاى گوناگون امنیتى و تبلیغاتى دنیا را دستكم نگیرید. همه این را احساس میكنند - حالا شاید كسانى كه كمتر توى مقولههاى گوناگون تبحر داشتند، كمتر ببینند - هالیوود را شما دست كم نگیرید. قدرتِ اثرگذارى هنرى - همین طور كه یكى از خانمها هم گفتند - در غرب و چینش بسیار دقیق حروف تبلیغات در دنیاى غرب را دست كم نگیرید. همهى این نیروى عظیم، به اضافهى ثروت بىپایان، به اضافهى دستگاههاى عظیم سیاسى و تبلیغاتى، افتادند به جان جمهورى اسلامى. امروز هیچ كشور دیگرى در دنیا پیدا نمیكنید كه اینجور آماج حملات باشد. و جمهورى اسلامى دارد مقاومت میكند. این شوخى است؟ این موجودِ هفتجوشِ مستحكمِ مصونیتیافته دارد مقاومت میكند. این، كم چیزى نیست. توطئهى توهم نیست؛ این را جوانها، این جوانهاى عزیز ما، بدانند. خیال نكنید من از شنیدن اینجور حرفها ناراحت میشوم؛ نه، من از اینكه این حرفها زده نشود، ناراحت میشوم. بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اینجا هستند، گاهى كه ببینم حالا بعضىها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرفها را كه خیال میكنند من خوشم نمىآید، نمیزنند؛ از نگفتنش ناراحت میشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمیشوم. اى كاش مجال بود تا گفته میشد، تا آنوقت انسان میتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى كتاب حرف را، باز كند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این كارها خواهد شد. اینجور نیست كه شما خیال كنید توطئه نسبت به این كشور، یك توهم است؛ نه، یك واقعیت است؛ از همه طرف دارد توطئه میشود. ممكن است آن كسى كه در جهت آن توطئهها در داخل كشور محور حركت قرار میگیرد، خودش اصلاً نفهمد. فهمیدنِ این هم ذكاوت میخواهد. بعضىها این ذكاوت را ندارند. ما آدمها را تجربه كردیم؛ نمیفهمند دارند به ساز كى میرقصند. ولى، این واقعیت را عوض نمیكند كه آنها بفهمند یا نفهمند؛ بدانند یا ندانند. این توطئهها وجود دارد. در عین حال این كشور، این نظام نه فقط سست نمیشود، ضعیف نمیشود؛ جامعهى علمىاش، جامعهى پیشرفتهاش - كه همین شما جوانها باشید - امروزش از ده سال قبلش به صورت آشكارى جلوتر میرود. این معنایش چیست؟ این معنایش حقانیت است. این معنایش اصالت است. این معنایش ریشهدار بودن است. «الم تر كیف ضرب اللَّه مثلا كلمة طیّبة كشجرة طیّبة»؛(1) اعتقاد ما این است. ما با اعتقاد، با دل كار میكنیم. من كمبودها را نفى نمیكنم؛ بیشتر از خیلى از منتقدین، بنده كمبودها را میدانم؛ منتها راه رفع كمبودها، این چیزهائى كه تصور میشود، نیست كه حالا بیا اعلام كن كه مثلاً فلان جا فلانجور چه جورى است؛ نه، خیلى چیزها با اعلام درست نمیشود، با كار درست میشود. با حرف درست نمیشود؛ حرف، جنجالسازىِ تبلیغاتى و لفاظى هیچ كمكى به حل مشكلات نمیكند؛ همچنانى كه شما دیدید. تو همین قضایاى انتخابات، خوب، تبلیغات انتخاباتى مثلاً باید یك ماه یا بیست روز قبل از شروع انتخابات انجام بگیرد؛ اما از پیش از عید نوروز تبلیغات انتخاباتى شروع شد! همین تلویزیونى هم كه مورد انتقاد بعضى از دوستان است، متأسفانه منعكس میكرد. بنده موافق هم نبودم. این را هم شما خیال نكنید كه حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب میكنم، همهى برنامههاى صدا و سیما را مىآورند، دانه دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخیر، از خیلى از برنامههاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، از همین من راضى نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات - انتخابات بیست و دوم خرداد بود - از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرفهائى كه زده شد و تظاهراتى كه میشد و مجادلاتى كه انجام میگرفت، از تلویزیون پخش شود، كه متأسفانه تو تلویزیون پخش شد؛ به خاطر همین، كه یعنى ما آزاداندیشیم! اینها توهم است؛ این جنجالآفرینى در داخل كشور است. جنجال فكرى غیر از مباحثات صحیح است. بنده گفتم كرسى آزادفكرى را در دانشگاهها به وجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا به وجود نیاوردید؟ شما كرسى آزادفكرى سیاسى را، كرسى آزاد فكرى معرفتى را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیركبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد كنند، با همدیگر مجادله كنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد كرد. حق اینجورى نمایان نمیشود كه كسى یك انتقادى را پرتاب بكند. اینجورى كه حق درست فهمیده نمیشود. ایجاد فضاى آشفتهى ذهنى با لفاظىها هیچ كمكى به پیشرفت كشور نمیكند. شما تجربهى این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید. آنى كه كمك میكند به پیشرفت كشور، آزادى واقعىِ فكرهاست؛ یعنى آزادانه فكر كردن، آزادانه مطرح كردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن هم نگاه نكردن. یك وقت شما یك حرفى میزنید، ناگهان مىبینید همهى ناظران سیاسى جهان كه وجودشان انباشتهى از پلیدى و خباثت است، براى شما كف میزنند. به این تشویق نشوید. به قول رائج بین جوانها، جوگیر نشوید. بحث درست بكنید، بحث منطقى بكنید. سخنى را بشنوید، سخنى را بگوئید؛ بعد بنشینید فكر كنید. این همان دستور قرآن است. «فبشّر عباد. الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه».(2) سخن را باید شنفت، بهترین را انتخاب كرد. والّا فضاى جنجال درست كردن، همین میشود كه دیدید. جنجالِ قبل از انتخابات، بعد از انتخابات، انعكاسش میشود این؛ بخصوص وقتى دست بیگانه هم دخالت دارد. به چه دلیل، با چه توجیهى شما فكر میكنید دستگاههاى تبلیغاتى دنیا حوادثى را كه فكر میكنند به ضرر نظام جمهورى اسلامى است، لحظه به لحظه منتشر میكنند؟ با چه محاسبهاى این كار انجام میگیرد؟ این را نباید فكر كرد؟! نباید رویش مطالعه كرد؟! اینهاست آن چیزهائى كه باید به آنها توجه كرد. به هر حال كشور دارد پیش میرود. این را بدون تردید بدانید؛ كشور دارد پیش میرود. برنامهریزىهاى گذشته هم البته بلاشك عیوبى داشته، اما برآیند همهى نقاط مثبت و منفى، همینى است كه امروز شما دارید مشاهده میكنید. جوانهاى ما از لحاظ علمى پیش رفتند، از لحاظ بینش سیاسى پیش رفتند، از لحاظ رسوخ و نفوذ تفكر دینى در عمق اندیشهها پیش رفتند. این حرفهائى كه امروز جوانهاى ما اینجا راجع به معنویت و راجع به دین و راجع به دل نبستن به پیشبینىها و برنامهریزىهاى غربى و استقلال گفتند - این حرفهائى كه امروز جزو حرفهاى رائج شما شده - اندكى پیش از دوران شماها، جزو حرفهاى برجستهى روشنفكرانى بود كه فكر میكردند این حرفها را باید بزنند یا بفهمند! اما امروز جزو فرهنگ رائج جامعهى ماست. این پیشرفت نیست؟ ما داریم پیش میرویم. البته دشمن هم زیاد داریم، مانع هم خیلى داریم. اگر مانع نبود، ما اینجور ورزیده نمیشدیم؛ جامعهى اسلامى و جمهورى اسلامى اینجور ورزیده نمیشد. مانع وجود دارد؛ والّا تو زمین صاف راه رفتن كه تقویت عضلانى نمىآورد. باید كوهنوردى كرد، باید از موانع بالا رفت. جامعهى ما این كار را كرده، این راه را پیش رفته، باز هم خواهد رفت، بعد از این هم خواهد رفت. شما بدانید! نسل جوان امروز، نسلى كه بتوان متوقفش كرد، نیست. و من اینجا به شما توصیه كنم: رمز پیشرفت یك كشور، یعنى آن محور اصلى براى اقتدار یك كشور، پیشرفتِ همراه با اقتدار، علم است. آماج بسیارى از توطئههاى امروزى كه علیه جمهورى اسلامى هست، علم و اهل علم و دانشجویان علم و محیط علمى است؛ این را توجه داشته باشید. نگذارید این تیر طبق آن هدفگیرى دشمن، به هدفى كه آنها گرفتهاند، اصابت كند. كار عملى را نگذارید متوقف بشود. از همهى این حرفهائى كه گفته شد، مهمتر، مسئلهى علم و تحقیق و پژوهش است. دنیاى غرب ثروتش از ناحیهى علم است، اقتدارش از ناحیهى علم است، زورگوئىاى كه امروز میكند، به خاطر علمى است كه دارد. پول فى نفسه اقتدار نمىآورد. آنى كه اقتدار مىآورد، دانش است. امروز اگر آمریكا پیشرفتگىِ علمىِ خودش را نمیداشت، نمیتوانست در دنیا اینجور زورگوئى بكند و در همهى مسائل عالم دخالت بكند. ثروت هم اگر به دست مىآید، از ناحیهى علم به دست مىآید. علم را اهمیت بدهید. اینى كه من سالهاست روى مسئلهى علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآورى، شكستن مرزهاى علمىِ موجود تكیه میكنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار كشور امكانپذیر نیست. دانش اقتدار مىآورد. گفتند بیائید مراكز هستهاى ایران را بمباران كنید. یكى از مسئولینِ رؤساى دنیا - حالا نمیخواهم حالا اسم بیاورم. البته همه میدانند، شاید هم میدانید؛ پخش شد در دنیا. بنده دوست ندارم اسم بعضىها را بیاورم - گفت علم را كه نمیشود بمباران كرد. راست میگوید؛ حق با اوست. با همهى خلافهائى كه میگویند، این حرفشان درست بود. گیرم نطنز را بمباران كردند، كارخانهى اصفهان را بمباران كردند، علم را چه جورى بمباران میكنند؟ ببینید، علم مصونیت مىآورد، اقتدار مىآورد. مراقب باشید تو دانشگاه شما، تو كلاس شما، تو مركز تحقیقات شما، تو كار پژوهشى شما، اختلال ایجاد نكنند. اگر دیدید دستى دارد اختلال ایجاد میكند، به آن دست بدبین بشوید. اقتدار شما را، آیندهى شما را هدف گرفتهاند. حالا من با شما جوانها بخصوص، خیلى حرف دارم. این نكتهاى كه این خانم هنرمند گفتند، به نظر من خیلى مهم است. یكى از كارها همین است؛ كسانى بیایند طعم نیاز بازارهاى غربى را، مثلاً فرض كنید به تابلو نقاشى، به دست بیاورند، بعد بیایند اینجا، پشتیبانى مالى كنند و نقاش ما را به سمت تأمین آن نیاز سوق بدهند. عین همین قضیه در فیلمسازى هست. فیلمهائى را براى جشنواره نامزد كنند كه در جهت خواست آنهاست. عین همین قضیه در كار علمى ماست؛ در مقالهاى است كه در آى.اس.آى منتشر میشود؛ در موضوع تحقیقى است كه شما در پژوهشگاه خودتان دنبال میكنید. به تعبیر متأسفانه رائج فرنگىِ امروز، اسپانسرها مىآیند در بخشهاى مختلف، كمكهاى مالى، كمكهاى مادى، اعانهها را میگذارند براى اینكه در آن جهت كار انجام بگیرد. به این توجه كنید. استقلال علمىِ كشور یكى از لوازمش همین است: استقلالِ حركت علمى، حركت هنرى و به طریق اولى، حركت سیاسى. بعضى از حركات سیاسى هم از این قبیل است. یك توصیه این است كه نعمت استعداد خوب كه شماها دارید، یك نعمت بزرگ است، مثل نعمت سلامتى، مثل خودِ نعمت حیات، كه شكر لازم دارد. نعمتها از خداست؛ باید این نعمت را شكر كنید. این توصیه را از من در ذهنتان داشته باشید. خیلى از نعمتها را ما نمیشناسیم، وقتى به خلافش، به ضدش مبتلا شدیم، آنوقت آن را میشناسیم. جوانى، نعمت است؛ در پیرى آدم بیشتر میفهمد چقدر نعمت بزرگى است. استعدادِ خوب، هوش خوب، نعمت بزرگى است، باید این نعمت را شكر كرد. شكر چیست؟ شكر سه جزء دارد: اول، شناختن نعمت، غفلت نكردن از نعمت. دوم، دانستن اینكه این نعمت از خداست، این عطیهى الهى است، هدیهى الهى است. سوم اینكه این نعمت را باید در جهت درست به كار برد و مصرف كرد - نعمت استعداد خوب را باید در جهت درست به كار برد - این همان چیزى است كه روح تعهد را، مسئولیت را در انسان بیدار میكند؛ تعهد نسبت به جامعهى خود، تعهد نسبت به آیندهى كشور، تعهد نسبت به این مجموعهى عظیم امكاناتى كه این نخبه و این استعداد، بالاخره محصولِ این امكانات است. شكر این نعمت به این است. اینجور نباشد كه انسان خودش را جزیرهاى بداند جداى از مجموعهى جامعه، فكر كند حالا به یك امكانى، به یك ثروت معنوىاى دست پیدا كرده، این را باید تبدیل كند به ثروت مادى و شخصى؛ این نیست. این را باید صرف آیندهى كشور بكند. یك توصیه هم به مسئولین بكنم. توصیهى به مسئولین هم در درجهى اول، باز شكر است؛ شكرِ نعمت وجود نخبگان. اینجا هم شكر همان سه جزء را دارد. شناخت؛ اول بشناسیم نخبهها را. بعد بدانیم كه وجود این نخبهها یك نعمت الهى است؛ این را خدا به ما داده، به مسئولین نظام داده. و بعد، از این وجود مغتنم و محترم و عزیز - یعنى مجموعهى نخبهى كشور و استعدادهاى برتر - در جهتهاى درست استفاده كنیم. حالا راجع به این چند جملهاى كه این جوان عزیزمان گفتند. خوب، همین طور كه گفتیم، حرف زیاد است. در انتقاد از بىانصافىِ یك دستگاه یا یك كس، خود ما باید دچار بىانصافى نشویم؛ به این توجه كنیم. صدا و سیما آیا وضعیت واقعى كشور را نشان میدهد؟ نه، ناقص نشان میدهد. خیلى پیشرفتهاى برجسته و بزرگ هست كه صدا و سیما نشان نمیدهد. دلیلش هم این است كه شما مجموعهى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق كشور و پیشرفتهاى كشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما میتوانست همان جور كه تلویزیون فلان كشور غربى با یك سابقه و تجربهى فراوان و با استفادههاى هنرى دروغهاى خودش را راست جلوه میدهد، واقعیات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامىاش، بمراتب بیشتر از حالا بود. این ایراد ماست به صدا و سیما. اگر میتوانست درست وضع كشور را منعكس كند، خیلى شعف و بهجتِ بینندگان بمراتب بیشتر از آنى میشد كه امروز هست. خیلى از كارها دارد انجام میگیرد كه مایهى خوشوقتى است، مایهى خشنودى است؛ نه فقط در زمینههاى علمى، در زمینههاى اجتماعى، در زمینههاى سیاسى؛ مایهى سرافرازى است. این را خیلىها - اغلب یعنى - خبر ندارند. بنده غالباً به مسئولین دولتىاعتراضم این است كه چرا نمیتوانید بیان كنید. بیان كردن هم یك هنرى است؛ بیان هنرى بخصوص، هنر بزرگى است؛ این را ندارند. حالا یكى از ایرادهائى كه ما معمولاً داریم به بعضىها این است كه آنچه را كه بیگانه بگوید، این را تلقى به قبول میكنند؛ آنچه را كه خودى بگوید، تلقى با تردید میكنند! چرا؟ خوب، این تلقى، تلقى ناسالمى است؛ این تلقى درستى نیست، تلقى ناسالمى است. این را باید اصلاح كرد. البته شما جوانهاى خوب انشاءاللَّه بیائید وارد عرصههاى گوناگون بشوید، عرصههاى تبلیغاتى كشور را بگیرید. مطبوعات ما هم همینجور است. بنده روزها معمولاً حدود شانزده هفده تا روزنامه را نگاه میكنم؛ نه اینكه حالا همهى صفحات لائى و اینها را نگاه كنم؛ لكن تیترها، اگر سرمقالهى قابل توجهى داشته باشند، معمولاً نگاه میكنم. خیلى از روزنامههاى ما متأسفانه در انعكاس حقائق ضعیفند و در اصلى فرعى كردن مسائل، غیرمنصفانه عمل میكنند. در همین مسائل اخیر، مسائل را باید اصلى فرعى كرد؛ مسئلهى اصلى چیست؛ یك سلسله مسائل فرعى هم پیرامون اوست؛ نه اینكه آن مسائل فرعى كماهمیت است، اما مسئلهى اصلى اهمیتش بیشترش از آنهاست. مسئلهى اصلى در این قضایاى اخیر، اصل انتخابات بود؛ زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه زحمت كشیده بشود، مردم بیایند، یك شركتِ به این عظمت، یك نصابشكنى، یك ركودشكنى در دنیا در مردمسالارى، در دمكراسىاى كه اینقدر ادعایش را میكنند، انجام بگیرد، بعد یك عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فرداى انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این كار كوچكى است؟! این جرم كمى است؟! یك قدرى باید منصف بود توى این قضایا. دشمن هم حداكثر استفاده را از این كرد. یك عده هم هستند در داخل كشور، از اول با نظام جمهورى اسلامى موافق نبودند - مال امروز و دیروز نیست، سى سال است كه موافق نیستند - از این فرصت استفاده كردند، دیدند عناصرى وابستهى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند این جور میداندارى میكنند، اینها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل میدان؛ و دیدید. من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى كه صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یك وقتى توى نماز جمعه یك حرفى میزنم، این ابتدا به ساكن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یك حرفى را مىآورد در علن بیان میكند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میكنید، اما نمیتوانید تا آخر كنترل كنید؛ مىآیند دیگران سوءاستفاده میكنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده كردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریكا را خط زدند! معناى این كار چیست؟ آنى كه وارد عرصهى سیاست میشود، باید مثل یك شطرنجباز ماهر هر حركتى را كه میكند، تا سه تا چهار تا حركت بعد از او را هم پیشبینى كند. شما این حركت را میكنى، رقیبت در مقابل او آن حركت دیگر را خواهد كرد؛ باید فكرش باشى كه تو چه حركتى خواهى كرد. اگر دیدى در آن حركت دوم، تو درمیمانى، امروز این حركت را نكن؛ اگر كردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این كار، توى این بازى، توى این حركت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه كار میكنند؛ یك حركتى را شروع میكنند، ملتفت نیستند كه در حركات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میكردند. مطلب اصلى این بود. زیر سؤال رفتن انتخابات، مواجه كردنِ مجموعهاى از مردم - آنها هیچ نیت سوئى هم ندارند؛ وارد میدان انتخابات شدند، طبق عقیدهشان عمل كردند؛ خیلى هم خوب - با نظام، با كشور، با حركت عمومى كشور، اینها كارهاى كوچكى نیست. اگر شما منصفید، آن حركتهاى جانبى را، آن قضایاى جانبى را ببینید، اهمیتش را هم در نظر داشته باشید؛ اما مهمتر بودنِ این را هم در نظر داشته باشید. من البته توى این جلساتى كه با شماها داریم، حیفم مىآید كه جز حرف علمى و جز حرف معنوى و جز نصیحت، حرف دیگرى بزنیم و وارد مقولات سیاسى و این چیزها بشویم؛ اما دیگر حالا در این مقدارش ناگزیر و ناچار بودم. اینى هم كه گفتند از رهبرى انتقاد نمیكنند، شما بروید بگوئید انتقاد كنند. ما كه نگفتیم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میكنم؛ از انتقاد استقبال میكنم. البته انتقاد هم میكنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میكنم و انتقادها را میفهمم. انشاءاللَّه امیدواریم خداى متعال همهى ما را در آن جهتى كه مورد رضاى اوست و تأمینكنندهى رضاى اوست، هدایت كند و انشاءاللَّه آیندهى همه شما را از گذشتهتان بهتر قرار بدهد و شما را مایهى سرافرازى كشورتان قرار بدهد؛ و شما كه جوانید، آن روز را خواهید دید - از ما هم انشاءاللَّه یاد نیك خواهید كرد - كه كشورتان انشاءاللَّه به اوج اقتدار خواهد رسید. والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته 1) ابراهیم: 24 2) زمر: 17 و 18 منبع:پایگاه اطلاع رسانی دفتر نشر آثار رهبر انقلاب |
ترجمه همزمان
نظرسنجی
نظر شما درباره نگاه دولت به سند چشم انداز 20 ساله...
اوقات شرعی
برش مطبوعات
- مهمترین عناوین روزنامه های هفتم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی هفتم
- مهمترین عناوین روزنامه های ششم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی ششم
- مهمترین عناوین روزنامه های چهارم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی چهارم
- شنیده های آرمان سوم
- مهمترین عناوین روزنامه های سوم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی سوم
- مهمترین عناوین روزنامه های دوم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی دوم
اخبار روز
- پاسخ رهبر انقلاب به يک استفتاء؛ وحدت بخش
- علیه آقای هاشمی می نوشتم؛ خدا مرا ببخشد
- دیدار خودجوش خانواده شهدای هفتم تیر با آیت الله هاشمی رفسنجانی
- نطق آتشین دکتر مطهری
- سخنان صریح دکتر لاریجانی خطاب به رسانه ها
- گفتگو با چهره ماندگار انقلاب
- از حكم اخراج استقبال خواهم كرد
- تخطئه تاریخ جنگ تحمیلی توسط نااهلان!
- تکذیب نقل قول جواد لاریجانی
- اهانت به علما و بزرگان ظلم به نظام و انقلاب


