17. شعبان 1431
29. جولای 2010
فرا اطلاع
وبلاگ
سند چشم انداز سازماني
برگزيده
| چشمانداز، ثمره نگاه تحولگرای رهبری |
|
|
| جمعه, 02 اسفند 1387 ساعت 10:37 |
|
چشمانداز، ثمره نگاه تحولگرای رهبری بحث تدوين چشمانداز از كجا مطرح شد؟ در صنعت، در فرهنگ، در حوزهی روابط بينالملل و سياست خارجی چه تغييراتی بهجود آمد كه ما اين نياز را در خود احساس كرديم كه بايد برای نظاممند شدن كارهامان يك طرح كلی يا چشمانداز داشته باشيم؟ پيگيریهای رهبر انقلاب در روند تدوين چگونه بوده است؟ چند چيز را قبل از اينكه وارد بحث شويم، بايد ذكر كرد. ما بايد نگاه تحولی به ادارهی جامعه داشته باشيم. به نظر من رهبری بحث چشمانداز را با اين خاستگاه تقريباً از ده سال پيش مطرح كردهاند. از 1375 به بعد ايشان صحبتهای زيادی در اينباره ميكنند تا ميرسند به همين قضيهی چشمانداز. - اولين نشانههای اين نكته كه ميفرماييد، چيست؟ رهبری يك سخنرانی دارند- فكر ميكنم سال 78 يا 79 باشد- در جمع سفرای ايران در كشورهای خارجی. آنجا ايشان اين بحث را مطرح ميكنند كه ايران ميتواند قدرت هميشگی منطقهای باشد. چيزی كه در ذهن من جرقه زد كه بيايم چشمانداز را طراحی كنم، تقريباً برگرفته از همين صحبت است. نگاه رهبر انقلاب يك نگاه تحولی است به ادارهی جامعه و به تحولات مديريتی و تحولات زندگی. ايشان خواستار تحول جايگاه ايران در جهان و تحول در مؤلفههای توسعهی ملی هستند. در تداوم اين روند، رويكرد حضور فعال در عرصه جهانی يكی از ويژگيهای تحولی است كه ايشان مطرح ميكنند. يا يكی از بحثهای ديگر ايشان بحث علم و نوآوری است كه باز با همان رويكرد تحولی مطرح شده است. اين تحولات، دگرگون كننده است؛ تحولات معمولی نيست. بازشناخت تحولات محيط خارجی، مبنای اين نگاه تحولی است. ممكن است اين برداشت درست باشد، ممكن هم است كه درست نباشد، اما فهم من اين است كه ايشان درك كرده كه پديدهی حاكم بر جهان، پديدهی اخلاق نيست، بلكه پديدهی قدرت است. ما اگر بخواهيم اخلاق اسلامی و دين مبين اسلام را گسترش بدهيم، بايد قدرتمند باشيم و قدرت را پشتوانهی اعتقاد و ارزش و مبانی فكری و دينی خود كنيم تا چهارچوبهای مورد نظرمان حاكم شود. به نظر من رهبری بر اين اساس، دارند نگاه تحولی را ارائه ميدهند. ضمن اين كه نيازهای درونی جامعه به لحاظ جمعيت، فرهنگ، علم، سلامت، اشتغال، محروميتزدائی و عدالت و ... هم مورد توجه ايشان است. رهبری دارای يك مهندسی ذهن ساختارمند است كه به نظر من مبنای آن قرآن است و ريشهی وحيانی و الهی و دينی دارد. مثلاً ميبينيم كه ايشان نقشهی جامع علمی كشور را برای اولين بار مطرح ميكنند، در حالی كه ما شصت هفتاد سال است دانشگاه داريم. متأسفانه وقتی ميرويد در بدنهی دانشگاهی، اصلاً نقشه را نميفهمند. در طرح اوليه يك چيزهايی را به هم چسبانده بودند و به عنوان نقشهی جامع علمی ميخواستند ببرند پيش رهبری. از من هم دعوت شد كه شما چون در چشمانداز هم بودهايد، بياييد در ارائهی اين كار خدمت رهبر انقلاب شركت كنيد. اما من گفتم كه رهبر انقلاب را آدم حكيمی ميدانم و جرأت نميكنم اسمم را پای يك محصول ناقص بنويسم و ببرم آنجا. اگر من را توبيخ كنند، ديگر اصلاً نميتوانم از جايم بلند بشوم. به آنها گفتم وقتی شما با حكومت كارفرما مواجهايد، بايد نابترين و بهترين محصول را ارائه دهيد. حالا اگر او از شما كمتر را هم پذيرفت، اين از باب كرم اوست، ولی شما به هيچ وجه نمیتوانيد محصولی را كه خودتان هم به نقصش اذعان داريد، به دست او بدهيد. الآن تقريباً بيست گروه از آدمهای علمی كشور را در گوشهای از وزارت علوم برای اين مأموريت سازماندهی كردهايم و اميدواريم در چند روز آينده بتوانيم نسخهی اوليهی نقشهی جامع علمی را ارائه كنيم. آيا بحث از تحول و چشمانداز در يك رويكرد مزيتی و رقابتی مطرح میشود؟ اگر امروز به غرب نگاه كنيم، میبينيم كه آنها رسيدند به دامنهای از نيازهاشان. بالاخره نيازهای سطح پايين و فيزيولوژيكشان را در اين دنيا تأمين كردند و به مرحلهای از توسعهی مادی رسيدهاند، اما معنويت ندارند كه به مردم بدهند. موجوديشان، نيازهای معنوی آنها را جواب نمیدهد. اُمانيسم، معنويتی ندارد كه به جهان بدهد. خيلی خب؛ ما اين فرصت را بايد قدر بدانيم و مبانی معرفتيمان را بدهيم به جهان و اين فرصتشناسي ويژهای را میطلبد. رويكرد فعالی كه رهبر انقلاب در بحث سياست خارجی میفرمايند، يكی از مواردش همين است. بحث تهاجم فرهنگی هم از اين نقطهی عزيمت مطرح شد كه اگر شما بنشينيد كه بنيانهای ليبراليسم و اُمانيسم را به خوردتان بدهند، اين كار بنيانهای فكری اخلاق و معنويت شما را از بين ميبرد. اما اگر شما فعال باشيد، شما ميتوانيد آن بنيانهای نادرست را از بين ببريد. حالا بعضيها هم آمدند و نفی و طرد كردند كه تهاجم و اين حرفها ديگر چيست؟ من احساس میكنم اينها عمق قضايا دستشان نيست. نقطهی شروع و بروز چشمانداز، همان سخنرانی رهبر معظم انقلاب است. من كتابی هم در زمينهی چشمانداز نوشتهام كه تقريباً يك سير را در تدوين آن نشان میدهد. قرار شد كار را به اسم مجمع بيرون ندهيم؛ چون ممكن بود به شدت نقد شود. گفتيم بگذاريد ما را نقد كنند، نه اينكه مجمع را زير سؤال ببرند. در آن كتاب سه تا سند منتشر كرديم؛ يك سند اوليه است كه دولت داده، يك سند ثانويه است كه مجمع داده و سند سوم را هم رهبری ابلاغ كردهاند. وقتی اين سه تا را با هم مقايسه كنيد، نقطه نظرات ويژهی آقا آشكار میشود. هر چند آن چيزی را هم كه در دولت تهيه شده بود، باز هم قسمتی از آن را دوستان مجمع به بعضی از دوستان دولت مثل آقای زنگنه داده بودند. - زمان رياستجمهوری آقای هاشمی رفسنجانی؟ نه؛ دور دوم مجمع كه ايشان رئيس مجمع بود؛ تقريباً ميشود سالهای هفتاد و نه و هشتاد. به هر حال گام اول آن صحبت رهبر معظم انقلاب بود كه ايران ميتواند قدرت حقيقی منطقهای باشد. اين اولين جرقه و سرچشمه و نقطهی شروع كار تدوين چشمانداز است. - پيشنويس دولت كه فرموديد، همان طرح ايران 1400 است كه در دولت ششم آماده شده بود؟ نه؛ ايران 1400 قبل از اين فرايند است. اين فرايندی كه به تدوين و ابلاغ سند چشمانداز 1404 انجاميد، شروعش از همان سخنظرانی آقاست. طرح ايران 1400 شروعش از دولت بود كه تنظيم شد، اما روی زمين ماند و به تصويب نرسيد. رونوشتی هم از آن تهيه شد كه آقای نجفی در سازمان مديريت رويش كار ميكرد، ولی وسط كار ماند و تداوم پيدا نكرد. البته ما از اطلاعات آن طرح برای تدوين چشمانداز استفاده كردهايم.
وقتی گزارش خدمت آقا مطرح شد، پاسخ ايشان همان بود كه روی سياستهای برنامهی چهارم هم مطرح شده بود؛ يعنی شما اول بايد چشمانداز را داشته باشيد و بعد سياستهای برنامه را تدوين كنيد. بعد آقا يك نامهی ديگر دادند، اينبار به مجمع و سياستها را به سه سطح تقسيم كردند. مطابق اصل يك صد و ده قانون اساسی، رهبری سياستهای كلی را -جز وظايف ويژه رهبری مانند نظارت- با مشورت مجمع تدوين و ابلاغ میكند. مجمع ميشود شورای عالی مشاوران رهبری. بند يك اصل 110 به اين موضوع اشاره دارد؛ يعنی سياستگذاری جزو اختيارات ذاتی رهبری با مشورت مجمع است. قانون اساسی ما خيلی در اين موارد پيشرو و كارآمد است. وقتی آن را از لحاظ مديريت استراتژيك نگاه ميكنيم، ميبينيم خيلی هوشمندانه است. خيليها ميآمدند ميگفتند قانون اساسی گير دارد و اين قضيه ناشی از ساختارهای قانون اساسی است؛ من ميگفتم نه؛ اثبات می كردم كه شما فهم ساختاری نداريد و دنبال آن هستيد كه بگوييد علما نباشند. خب بدون رودربايستی بگوييد اين را قبول نداريم، ميراث امام را قبول نداريم؛ ارثش را خورديم اما وفا نكرديم. از نظر علم مديريت و از لحاظ ساختار، قانون اساسی ما ساختار درستی دارد. ما فقط بايد سيستمهای هماهنگ كنندهاش را طراحی كنيم. واگرايی و استقلال نهادها در بيشترين حد خودش ديده شده، اما همگرايی و همكاريها به شكل مطلوب تعريف نشده است. قوای سهگانه استقلال دارند، اما بايد يادشان باشد كه در يك نظام و سيستم كار ميكنند. اجزاء در روابط با هم مستقل نيستند. ما هنوز نتوانستهايم اين را طراحی كنيم. اين يكی از ضعفهامان در طراحی و برنامهريزی مديريت كشور است. به نظرم مشخصترين عنصر هماهنگكننده در اين چرخه رهبری است؛ هماهنگی بر اساس روابط در سيستم. در جامعه شبكهای هم Core و هستهی مركزی شبكه مطرح میشود كه هماهنگكننده و نظمدهنده است و همه بايد به آن هسته وصل باشند تا كار سيستم مختل نشود. در مورد چشمانداز قرار شد دولت يك كنفرانس ملی برگزار كند و سياستهای كلی را برای برنامهی چهارم بنويسد. آنها از همهی بخشها خواستند برای برنامهی چهارم، چالشها و فرصتهای جمهوری اسلامی را ارزيابی كنند. در آن كنفرانس كه سازمان مديريت در پژوهشگاه صنعت نفت برگزار كرد و محورش هم برنامهی چهارم بود، از همهی بخشهای دولتی و خصوصی نظر خواسته شد. قضيه اينگونه تبديل شد به يك جريان فراگير. ما در دبيرخانهی مجمع يك كاری را تقريباً از 1375 شروع كرده بوديم برای بررسی سياستهای كلی آمايش سرزمين كه الان هم در دستور مجمع است. از سالها پيش سازمان مديريت كار كرده بود. برای اين كار يك تيم كارشناسی در سه مرحله كشورهای مختلف جهان را بررسی كرده بود. همهی آنها را ما دعوت كرديم و گفتيم شما هرچه ميخواهيد بگوييد و بياوريد. - همين چيزهايی كه به صورت جزاير پراكنده بود؟ بله، همهشان را ما آورديم در آن كميسيون خاصی كه چشمانداز را تعريف ميكرديم. تمام نظرات را گرفتيم؛ از هر زاويه و از هر كسی كه كارشناسی كار كرده بود و اصلاً محدوديتی ايجاد نكرديم. اوايل من به اين كميسيون نميرفتم و مينشستم كارهای علمی و تحقيقاتیاش را ميكردم. قسمت اولش را دادم آقای جهرمی، گفتم شما جلسه را اداره كن تا من بروم بنشينم كارهای فكری بكنم و بياورم برای جلسه بعد كه ديگر آقای جهرمی رفت شورای نگهبان و ادامهی كار هم باز به عهدهی من افتاد. بر اساس پديدهی قدرت، پيشنهاد داديم كه ما بياييم آن مؤلفههای قدرت را بگيريم و سياستگذاری را بر اساس مؤلفههای قدرت انجام دهيم. اين هم در مكاتبات است. - در فرايندی كه شما برای چشمانداز تشريح ميكنيد، اول مأموريت مشخص میشود؛ درست است؟ نه، مأموريت يك بحث ديگر است. میخواهم جرقه را بگويم كه در فرمايشهای آقا است. من ميگويم يك آغازی در فرايند جديد چشمانداز در جمهوری اسلامی وجود دارد. اصلاً ممكن است شما بگوييد نقطهی آغازين چشمانداز، همان موقعی است كه امام خمينی جمهوری اسلامی را طراحی كردند؛ ميگوييم قبول، اما آن چيزی كه از رأس نظام ميآيد و در يك فرايند قانونی قرار ميگيرد و بدنهی كارشناسی و علمی دانشگاهی و اقتصادی در بخشهای مختلف با آن پيوند ميخورند و بعد در ساختارهای رسمی مصوب ميشود، نقطهی آغازش اين است كه گفتم. - اين نكته از اظهارات برخی كارشناسان برميآيد كه طرح اين موضوع با دستور رسمی رهبر انقلاب در جريان نامه به آقای ستاریفر صورت گرفته است. نه، نامه به آقای خاتمی است كه به مجمع هم رونوشتش آمده است. نامهی رسمی است كه میگويد ابتدا چشمانداز و بعد سياستهای برنامه. - چطور شد كه اين دستور را به دولت دادند؟ چرا مجمع دريافتكنندهی اوليهی اين تصميم نبود؟ ما از قبل خودمان كار ميكرديم و سياستهايی را كه ميآمد و در دستور كار قرار میگرفت و بحث میشد، خدمت رهبری گزارش ميداديم. موقعی كه سياستهای دولت آمد خدمت رهبری، ايشان آن نامه را نوشتند و اينجا فصل مشتركی شد كه دولت بايد بيايد چشمانداز بدهد و ما هم كه داشتيم در همين فرآيند كار ميكرديم، نيروهامان را در اين جهت بيشتر متمركز كنيم. بعد سياستهای برنامه آمد بيرون. - متأسفانه كنفرانسهايی كه در كشور ما برگزار ميشود، گاهی جنبهی صوری بودنش ناخودآگاه ميچربد. فكر نميكنيد كنفرانس سازمان مديريت با آن ساختار و با نظراتی كه ميگيرد، شايد چندان بيانگر يك كار كارشناسی ويژه نباشد؟ نه. ببينيد، همايش كه كار كارشناسی ويژه نيست. يك فراخوان عمومی برای جمع كردن ديدگاههای مختلف در بخشهای مختلف خصوصی، علمی، اجرائی و تحقيقاتی برای تدوين يك برنامه است. نيازسنجی ميكند و عوامل محيطيش را ميشناسد. چون به اكتفای يك بخش نميشود كار كرد. ما در مجمع تشخيص، نتايج اين تلاشها را به كميسيونهای پنج گانه و همايش و مركز مطالعات استراتژيك و ... میآورديم و رويش كار ميكرديم. منتها اينها رسانهای نشده است. آرام آرام كار ميكرديم تا سند شكل بگيرد. وقتی سند به وجود آمد و محصول به نتيجه رسيد، در رسانهها مطرح شد. مثلاً وقتی من ميگويم مركز تحقيقات استراتژيك هم روی اين موضوع كار میكرد، بايد بدانيد كه بحثها و ايدههای زيادی بود. مثلاً دربارهی ايران منطقهای و نظريهی چگونگی برخورد ما با غرب، دو نظريهی اختلافی وجود داشت. گروهی نظريهی همپيوندی جهانی را در برابر ايران منطقهای مطرح ميكردند. وقتی از طرفداران اين نظريه ميپرسيديم كه خب، وقتی ميگوييد پيوند، اينجا ما نقش شاخه را داريم، ساقهی پيوند كی است؟ ديگر بحث اينجا را باز نميكردند و ميگفتند تقسيم كار جهانی. میگفتيم شما اين را بر اساس جهانداری و جهانخواری آمريكا داريد ميپذيريد. شما ميگوييد الگوی ما كرهی جنوبی است، در حالی كه كرهی جنوبی اول پذيرفته است كه آمريكا مسلط بر جهان باشد و بعد شده كرهی جنوبی كنونی. در مدل توسعهی كره، هر كسی بايد نقش خودش را در جهان آمريكايی بپذيرد، اما جمهوری اسلامی كه نپذيرفته است آمريكا مسلط بر جهان باشد، چگونه بشود كره دوم؟ بعد از اين ماجرا، نظريهی تعامل آمد. اين را عمدتاً متخصصان علوم سياسی و روابط بينالملل مطرح كردند كه در مركز تحقيقات استراتژيك جمع شده بودند. اسناد نشستها و جلساتش و محصولش هم هست. من دبير كار بودم و بحث را دنبال ميكردم. خواهش كردم كه يك گروه سياسی بنشينند و كار را ببينند. روی مسألهی ايران منطقهای و حوزهی ژئوپولوتيك و قدرت كلی بحث شد. دربارهی آمايش سرزمين هم از سابق كار شده بود و ما در مجمع برای سياست گذاريش كار ميكرديم. استراتژی توسعهی صنعتی هم كه دولت و وزارت صنايع روی آن كار ميكردند، گزارشهاشان را در جلسات كميسيون خاص ارائه دادند. - چه كسانی دخيل بودند؟ غير از اينها كه گفتم، چندين هستهی ديگر هر كدام به نوعی در اين مسأله همكاری داشتند؛ مطالعات گستردهی طرح كالبد ملی بود كه توسط دكتر توفيق انجام شد، مطالعات طرح جامع آب ايران بود، مطالعات طرح جامع كشاورزی ايران، همانديشی سازمان اسناد جمهوری اسلامی، نشستهای معادلات سياسی وزارت خارجه در حوزهی روابط بينالملل، كارهای مؤسسهی عالی پژوهش، مطالعات برنامهی عالی توسعهی صنعتی، گزارش و مطالعات سازمان مديريت در مورد چشمانداز و برنامهی چهارم توسعه و مطالعهی تجربهی كشورهای مختلف و .... - میخواهيد بگوييد كه مجمع ميدانست چه كار ميكند، منتها در تكتك همكاران شما شايد اين آگاهی وجود نداشته است؟ نه. تنظيمكننده و پيونددهنده در اين فرآيند، كميسيون خاص بود كه من دبيرش بودم. ما اجزای مختلف را ميگرفتيم و وارد فرايند ميكرديم. - اما اجزای مختلف شايد نمیدانستند در چه فرآيندی دارند وارد میشوند. بعضيهاشان ميدانستند و بعضيهاشان هم نميدانستند. مثلاً دربارهی استراتژی صنعتی، ما به مركز تحقيقات استراتژيك گفته بوديم كه برای چه اين كار را انجام میدهيم. اينها مربوط به جمعآوری اطلاعات است. قسمت دوم اينست كه نحوهی ترسيم چشمانداز را بررسی كنيم. از نامهی رهبر معظم انقلاب دربارهی سياستهای كلی تا چشماندازی كه مجمع تصويب كرده، كلی راه است. بايد ببينيم هدف ما برپا ساختن چارچوب برنامههای آينده بر كدام اساس است. آن چيزی كه ما به دولت داده بوديم، توسعه پيدا كرد؛ قسمتهای دفاعيش را كم كردند و بر وجههی علمی و فناوريش اضافه شد. ما هم الهامبخشی و تعامل را به آن اضافه كرديم؛ ايران توسعهيافته با جايگاه اول علمی در سطح منطقه و الهامبخش در جهان اسلام و دارای تعامل سازنده با ديگر كشورها. - اين سند را مجمع ويرايش كرده است؟ بله؛ يادم هست كه آن موقع ما آمديم دفتر خدمت آقای حجازی و آقای محمدی گلپايگانی. دوستان گفتند شما از آنچه الآن داريد، جلوتر بياييد و يك مقدار تغيير بكنيد. گفتم كلمهی «هويت ايرانی اسلامی» بايد بيايد اول سند بالاتر از همه. اگر شما مشروح مذاكرات مجمع را هم بگيريد، مشروح اين حرفها آنجا است. چرا حالا اين عبارت آمد اول كار؟ به خاطر اينكه ما ميخواستيم بگوييم نه شرقی نه غربی. اين ابتكار از كجا آمد؟ از يكی از فرمايشات خود آقا. در پاورپوينتی كه دادم خدمت ايشان و در مجمع هم اين را ارائه دادم، گفتم كارهای بزرگ توكل به خدا ميخواهد و شناخت عميق و تلاش و جهاد و شهادت. اگر غير از اين باشد، نميشود كارهای بزرگ كرد. اين بحث اول بود و بعد وارد سند شدم. ارائهی اين پاورپوينت در مجمع چهل و پنج دقيقه طول كشيد؛ صد و شصت تا اسلايد بود. موقعی كه میخواستيم برويم خدمت آقا، خودم رفتم در خيابان جمهوری ايستادم و از اين اسلايدها پرينت رنگی گرفتم و آمدم. يك ساعت و نيم طول كشيد. آقای حجازی در گيت دفتر گفت چرا اينجوری؟ گفتم آخر اين را دست كس ديگری نميتوانستم بدهم. همه رفته بودند و من هم نگفته بودم كه بايد صبر كنم تا با اين اسلايدها بيايم... - اظهار نظر رهبر انقلاب چطور بود؟ اولين اظهار نظر رسمی آقا بعد از ابلاغ سند، در نماز جمعه بود كه فرمودند سند از انسجام، منطق، ارزشها و سازگاری مناسب برخوردار است. - مربوط به چه تاريخی است؟ يادم نيست. گمانم اولين نماز جمعهای بود كه در ساختمان جديد مصلی خواندند. پيش از اين در دانشگاه به من ميگفتند تو بيا اين را ارائه بده؛ اما من گفتم نه؛ من هنوز علامتی دريافت نكردم كه رهبری اين را تأييد كرده باشد كه بيايم ارائه بدهم. اطمينان نداشتم كه بر خلاف آقا صحبت ميكنم يا در مسير ايشان. - از راهنمايیهای راهبردی ايشان، چيزی ديگری هست؟ در ابلاغيهی ايشان كلمهی «هويت اسلامی» اضافه شد؛ «كوشش برنامهريزی شده و مدبرانه» هم از خود آقاست. واژهی «اسلامی انقلابی» را هم آقا اعلام كردند. ابتدا بحث هويت در اواخر سند آمده بود و اولويت نداشت از نگاه برخی دوستان. آقای پورمحمدی از من در دفتر پرسيد، گفتم اين واژه بايد بيايد بالا؛ البته اين نظر شخصی من بود و من بايد از آن چيزی دفاع كنم كه تصويب شده، اما چون شما نظر شخصی من را ميپرسيد، ميگويم بايد اينجا باشد. گفت آقا هم فقط يك مورد گفتند آنهم همين كه اين بحث بايد بيايد اول سند. برخی آمدند گفتند اسلامی انقلابی يعنی چی؟ يعنی اسلحه بگيريم و برويم به ديگران حمله كنيم؟ گفتيم نه، انقلابی يعنی يك رويكرد فعال، تسليم نشدن در مقابل انديشههای سكولار و ترجيح دادن انديشههای دينی بر انديشههای سكولار. اين ميشود انقلاب. انقلاب دگرگونی در انديشه است نه دگرگونی در روابط معمول كه شما ميبينيد. اگر بر اساس انديشه و ديدگاه سيدمهدی هاشمی در اول انقلاب نگاه كنيد، بله همان حرفها است كه شما ميزنيد، اما اگر با نگاه امام خمينی و آيتالله خامنهای نگاه ميكنيد، اين است كه ما در مقابل فكر اومانيستی تسليمپذير نيستيم و انقلاب داريم نسبت به آن فكر. وقتی میگوييم ايران يك قدرت منطقهای است، بايد مبانيش را در حوزهی تمدن اسلامی بشناسيم. آقا يك جملهای ذيل اين بحث دارند كه ايران «حوزهی تمدنی فرهنگ اسلامی» است. من در فكر بودم كه اين حرف آقا را چطور در چشمانداز مجسم كنم؟ اگر به كتاب «ايران آينده» نگاه كنيد، من يك جايی اين را آوردم كه كشورهای پيرامون ما كی به وجود آمدند؟ يك جدول دارم كه تفصيل اين حرف آقاست. منتها به صراحت نپرداختم كه زيادی برجستهاش كنم. تركمنستان كی تركمنستان شد؟ آذربايجان كی؟ بحث تئوريك آقا را مستند كردم. خيلی هم گشتم. اخوی من سردار سپاه است و تاريخ خوانده است. دو ماه و نيم ازش خواستم بيايد اين كشورهای پيرامون را دربياورد كه كدامشان چه سالی به وجود آمدند؟ اين بحث اصالت ما را روشن ميكند. - از همان صحبتهای رهبری اينطور احساس ميشود كه ايشان دغدغهی كار را از حوزهی سياست خارجی گرفتهاند. شايد چون حوزهای است كه نيازها و خطرها خوب ديده میشوند. آيا شاخكها ابتدا در زمينهی سياست خارجی حساس شدهاند؟ به نظر من ايشان تحولات جهان را و جنگ سرد را خوب دريافت كرده است. متأسفانه بقيهمان درك نكرديم. ايشان به قول خلبانها يك فاصلهی هزار پايی با بقيهی افراد دارند. فاصلهی آقا با ما فاصلهی قله است با دامنه. فاصلهمان هم با قله خيلی زياد است. بعد از جنگ سرد يك تحولاتی در درون و برون كشور ما شكل گرفت. ما جنگ را پشت سر گذاشتيم و وارد مقطع جديدی شديم كه نگاههای جديدی را به مديريت كشور میطلبيد. در مقدمهی همان كتاب من نوشتهام و تقريباً تحليل تاريخ يكصد سال گذشته را تا مرحلهای كه آقا گفته بود، آنجا آوردهام. |
| آخرین بروز رسانی در جمعه, 02 اسفند 1387 ساعت 10:40 |
ترجمه همزمان
نظرسنجی
نظر شما درباره نگاه دولت به سند چشم انداز 20 ساله...
اوقات شرعی
برش مطبوعات
- مهمترین عناوین روزنامه های هفتم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی هفتم
- مهمترین عناوین روزنامه های ششم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی ششم
- مهمترین عناوین روزنامه های چهارم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی چهارم
- شنیده های آرمان سوم
- مهمترین عناوین روزنامه های سوم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی سوم
- مهمترین عناوین روزنامه های دوم
- جهت اطلاع جمهوری اسلامی دوم
اخبار روز
- پاسخ رهبر انقلاب به يک استفتاء؛ وحدت بخش
- علیه آقای هاشمی می نوشتم؛ خدا مرا ببخشد
- دیدار خودجوش خانواده شهدای هفتم تیر با آیت الله هاشمی رفسنجانی
- نطق آتشین دکتر مطهری
- سخنان صریح دکتر لاریجانی خطاب به رسانه ها
- گفتگو با چهره ماندگار انقلاب
- از حكم اخراج استقبال خواهم كرد
- تخطئه تاریخ جنگ تحمیلی توسط نااهلان!
- تکذیب نقل قول جواد لاریجانی
- اهانت به علما و بزرگان ظلم به نظام و انقلاب


