جمعه08. مرداد 1389
17. شعبان 1431
29. جولای 2010

سند چشم انداز سازماني

لينک ديگران

  • An Image Slideshow

چشم‌انداز، ثمره نگاه تحول‌گرای رهبری چاپ فرستادن به ایمیل
جمعه, 02 اسفند 1387 ساعت 10:37
 چشم‌انداز، ثمره نگاه تحول‌گرای رهبری
 بحث تدوين چشم‌انداز از كجا مطرح شد؟ در صنعت، در فرهنگ، در حوزه‌ی روابط بين‌الملل و سياست خارجی چه تغييراتی به‌جود آمد كه ما اين نياز را در خود احساس كرديم كه بايد برای نظام‌مند شدن كارهامان يك طرح كلی يا چشم‌انداز داشته باشيم؟ پيگيری‌های رهبر انقلاب در روند تدوين چگونه بوده است؟

چند چيز را قبل از اين‌كه وارد بحث شويم، بايد ذكر كرد. ما بايد نگاه تحولی به اداره‌ی جامعه داشته باشيم. به نظر من رهبری بحث چشم‌انداز را با اين خاستگاه تقريباً از ده سال پيش مطرح كرده‌اند. از 1375 به بعد ايشان صحبت‌های زيادی در اين‌باره مي­‌كنند تا مي­‌رسند به همين قضيه‌ی چشم­انداز.

- اولين نشانه­های اين نكته كه مي­فرماييد، چيست؟

رهبری يك سخنرانی دارند- فكر مي­كنم سال 78 يا 79 باشد- در جمع سفرای ايران در كشورهای خارجی. آن‌جا ايشان اين بحث را مطرح مي­كنند كه ايران مي­تواند قدرت هميشگی منطقه­‌ای باشد. چيزی كه در ذهن من جرقه زد كه بيايم چشم­ا‌‌‌نداز را طراحی كنم، تقريباً برگرفته از همين صحبت است.

نگاه رهبر انقلاب يك نگاه تحولی است به اداره‌ی جامعه و به تحولات مديريتی و تحولات زندگی. ايشان خواستار تحول جايگاه ايران در جهان و تحول در مؤلفه­های توسعه‌ی ملی هستند. در تداوم اين روند، رويكرد حضور فعال در عرصه جهانی يكی از ويژگي­های تحولی است كه ايشان مطرح مي­كنند. يا يكی از بحث­های ديگر ايشان بحث علم و نو­آوری است كه باز با همان رويكرد تحولی مطرح شده است. اين تحولات، دگرگون كننده است؛ تحولات معمولی نيست. بازشناخت تحولات محيط خارجی، مبنای اين نگاه تحولی است.

ممكن است اين برداشت درست باشد، ممكن هم است كه درست نباشد، اما فهم من اين است كه ايشان درك كرده كه پديده‌ی حاكم بر جهان، پديده‌ی اخلاق نيست، بلكه پديده‌ی قدرت است. ما اگر بخواهيم اخلاق اسلامی و دين مبين اسلام را گسترش بدهيم، بايد قدرتمند باشيم و قدرت را پشتوانه‌ی اعتقاد و ارزش و مبانی فكری و دينی خود كنيم تا چهارچوب‌های مورد نظرمان حاكم شود. به نظر من رهبری بر اين اساس، دارند نگاه تحولی را ارائه مي­دهند. ضمن اين كه نيازهای درونی جامعه به لحاظ جمعيت، فرهنگ، علم، سلامت، اشتغال، محروميت‌زدائی و عدالت و ... هم مورد توجه ايشان است.

رهبری دارای يك مهندسی ذهن ساختارمند است كه به نظر من مبنای آن قرآن است و ريشه‌ی وحيانی و الهی و دينی دارد. مثلاً مي­بينيم كه ايشان نقشه‌ی جامع علمی كشور را برای اولين بار مطرح مي­كنند، در حالی كه ما شصت هفتاد سال است دانشگاه داريم. متأسفانه وقتی مي­رويد در بدنه‌ی دانشگاهی، اصلاً نقشه را نمي­فهمند.

در طرح اوليه يك چيزهايی را به هم چسبانده بودند و به عنوان نقشه‌ی جامع علمی مي­خواستند ببرند پيش رهبری. از من هم دعوت شد كه شما چون در چشم­انداز هم بوده‌ايد، بياييد در ارائه‌ی اين كار خدمت رهبر انقلاب شركت كنيد. اما من گفتم كه رهبر انقلاب را آدم حكيمی مي­دانم و جرأت نمي­كنم اسمم را پای يك محصول ناقص بنويسم و ببرم آن‌جا. اگر من را توبيخ كنند، ديگر اصلاً نمي­توانم از جايم بلند بشوم. به آن‌ها گفتم وقتی شما با حكومت كارفرما مواجه‌ايد، بايد ناب­ترين و بهترين محصول را ارائه دهيد. حالا اگر او از شما كمتر را هم پذيرفت، اين از باب كرم اوست، ولی شما به هيچ وجه نمی‌توانيد محصولی را كه خودتان هم به نقصش اذعان داريد، به دست او بدهيد.

الآن تقريباً بيست گروه از آدم­‌‌های علمی كشور را در گوشه‌ای از وزارت علوم برای اين مأموريت سازمان‌دهی كرده‌ايم و اميدواريم در چند روز آينده بتوانيم نسخه‌ی اوليه‌ی نقشه‌ی جامع علمی را ارائه كنيم.

آيا بحث از تحول و چشم‌انداز در يك رويكرد مزيتی و رقابتی مطرح می‌شود؟

اگر امروز به غرب نگاه كنيم، می‌بينيم كه آنها رسيدند به دامنه­ای از نيازهاشان. بالاخره نيازهای سطح پايين و فيزيولوژيكشان را در اين دنيا تأمين كردند و به مرحله‌ای از توسعه‌ی مادی رسيده‌اند، اما معنويت ندارند كه به مردم بدهند. موجوديشان، نيازهای معنوی آنها را جواب نمی‌دهد. اُمانيسم، معنويتی ندارد كه به جهان بدهد. خيلی خب؛ ما اين فرصت را بايد قدر بدانيم و مبانی معرفتيمان را بدهيم به جهان و اين فرصت‌شناسي­ ويژه‌ای را می‌طلبد. رويكرد فعالی كه رهبر انقلاب در بحث سياست خارجی می‌فرمايند، يكی از مواردش همين است.

بحث تهاجم فرهنگی هم از اين نقطه‌ی عزيمت مطرح شد كه اگر شما بنشينيد كه بنيان­های ليبراليسم و اُمانيسم را به خوردتان بدهند، اين كار بنيان­های فكری اخلاق و معنويت شما را از بين مي­برد. اما اگر شما فعال باشيد، شما مي­توانيد آن بنيان­های نادرست را از بين ببريد. حالا بعضي­ها هم آمدند و نفی و طرد كردند كه تهاجم و اين حرف­ها ديگر چيست؟ من احساس می‌كنم اين‌ها عمق قضايا دستشان نيست.

نقطه‌ی شروع و بروز چشم­انداز، همان سخنرانی رهبر معظم انقلاب است. من كتابی هم در زمينه‌ی چشم‌انداز نوشته‌ام كه تقريباً يك سير را در تدوين آن نشان می‌دهد. قرار شد كار را به اسم مجمع بيرون ندهيم؛ چون ممكن بود به شدت نقد شود. گفتيم بگذاريد ما را نقد كنند، نه اين‌كه مجمع را زير سؤال ببرند. در آن كتاب سه تا سند منتشر كرديم؛ يك سند اوليه است كه دولت داده، يك سند ثانويه است كه مجمع داده و سند سوم را هم رهبری ابلاغ كرده‌اند. وقتی اين سه تا را با هم مقايسه كنيد، نقطه نظرات ويژه‌ی آقا آشكار می‌شود. هر چند آن چيزی را هم كه در دولت تهيه شده بود، باز هم قسمتی از آن را دوستان مجمع به بعضی از دوستان دولت مثل آقای زنگنه داده بودند.

- زمان رياست‌جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی؟

نه؛ دور دوم مجمع كه ايشان رئيس مجمع بود؛ تقريباً مي­شود سال‌های هفتاد و نه و هشتاد. به هر حال گام اول آن صحبت رهبر معظم انقلاب بود كه ايران مي­تواند قدرت حقيقی منطقه‌ای باشد. اين اولين جرقه و سرچشمه‌ و نقطه‌ی شروع كار تدوين چشم‌انداز است.

- پيش‌نويس دولت كه فرموديد، همان طرح ايران 1400 است كه در دولت ششم آماده شده بود؟

نه؛ ايران 1400 قبل از اين فرايند است. اين فرايندی كه به تدوين و ابلاغ سند چشم­انداز 1404 انجاميد، شروعش از همان سخن‌ظرانی آقاست. طرح ايران 1400 شروعش از دولت بود كه تنظيم شد، اما روی زمين ماند و به تصويب نرسيد. رونوشتی هم از آن تهيه شد كه آقای نجفی در سازمان مديريت رويش كار مي­كرد، ولی وسط كار ماند و تداوم پيدا نكرد. البته ما از اطلاعات آن طرح برای تدوين چشم‌انداز استفاده كرده‌ايم.



در آستانه­‌ی برنامه‌­ی چهارم دولت آقای خاتمی سياست­‌های برنامه را داد خدمت رهبر معظم انقلاب. آقا نامه­ای نوشت به دولت كه آقای ستاری‌فر در سازمان برنامه‌ی بايد آن را پيگيری می‌كرد. رهبر انقلاب فرموده بودند كه شما بايد اول چشم­انداز بلندمدت را طراحی كنيد و بعد سياست­های برنامه‌ی چهارم را بنويسيد. اين ظاهراً اولين جايی است كه رهبری در مكاتبات رسمی به طور دقيق اين كلمه‌ی چشم‌انداز را به كار مي­برند. قبل از آن، يك نامه­ای را هم من در مجمع تهيه كردم كه در واقع گزارش كار مجمع بود از زمان آغاز فعاليتش تا آن روز؛ بررسی عملكرد مجمع بر اساس 44. موضوعی كه آقای دكتر حبيبی و يك جمعی نشسته بودند به عنوان دستور كار برای مجمع تهيه كرده بودند. اين گزارش كه تهيه شد، ديديم تعداد اندكی از موضوعات اصل 44 را سياست­گذاری كرده‌ايم و اگر به همين روال بخواهيم پيش برويم، 35 سال طول مي­كشد تا همه‌ی موضوعات تعريف شده را سياست­گذاری كنيم. طی اين 35 سال، كشور با مسائل جديدی روبه‌رو می‌شد كه بايد از قبل برای آن‌ها سياست‌گذاری می‌كرديم. با اين روند، قطعاً در پاسخ دادن به مشكلات، با معضلات جدی مواجه می‌شديم.

وقتی گزارش خدمت آقا مطرح شد، پاسخ ايشان همان بود كه روی سياست­های برنامه‌ی چهارم هم مطرح شده بود؛ يعنی شما اول بايد چشم­انداز را داشته باشيد و بعد سياست­های برنامه را تدوين كنيد. بعد آقا يك نامه‌ی ديگر دادند، اين‌بار به مجمع و سياست‌ها را به سه سطح تقسيم كردند. مطابق اصل يك صد و ده قانون اساسی، رهبری سياست­های كلی را -جز وظايف ويژه رهبری مانند نظارت- با مشورت مجمع تدوين و ابلاغ می‌كند. مجمع مي­شود شورای عالی مشاوران رهبری. بند يك اصل 110 به اين موضوع اشاره دارد؛ يعنی سياست­گذاری جزو اختيارات ذاتی رهبری با مشورت مجمع است.

قانون اساسی ما خيلی در اين موارد پيش‌رو و كارآمد است. وقتی آن را از لحاظ مديريت استراتژيك نگاه مي­كنيم، مي­بينيم خيلی هوشمندانه است. خيلي­ها مي­آمدند مي­گفتند قانون اساسی گير دارد و اين قضيه ناشی از ساختارهای قانون اساسی است؛ من مي­گفتم نه؛ اثبات می كردم كه شما فهم ساختاری نداريد و دنبال آن هستيد كه بگوييد علما نباشند. خب بدون رودربايستی بگوييد اين را قبول نداريم، ميراث امام را قبول نداريم؛ ارثش را خورديم اما وفا نكرديم.

از نظر علم مديريت و از لحاظ ساختار، قانون اساسی ما ساختار درستی دارد. ما فقط بايد سيستم­های هماهنگ كننده­اش را طراحی كنيم. واگرايی و استقلال نهاد­ها در بيشترين حد خودش ديده شده، اما هم‌گرايی و همكاري­‌ها به شكل مطلوب تعريف نشده است. قوای سه‌گانه استقلال دارند، اما بايد يادشان باشد كه در يك نظام و سيستم كار مي­كنند. اجزاء در روابط با هم مستقل نيستند. ما هنوز نتوانسته‌ايم اين را طراحی كنيم. اين يكی از ضعف­هامان در طراحی و برنامه‌ريزی مديريت كشور است.

به نظرم مشخص‌ترين عنصر هماهنگ‌كننده در اين چرخه رهبری است؛ هماهنگی بر اساس روابط در سيستم. در جامعه شبكه­ای هم Core و هسته‌ی مركزی شبكه مطرح می‌شود كه هماهنگ‌كننده و نظم‌دهنده است و همه بايد به آن هسته وصل باشند تا كار سيستم مختل نشود.

در مورد چشم‌انداز قرار شد دولت يك كنفرانس ملی برگزار كند و سياست‌های كلی را برای برنامه‌ی چهارم بنويسد. آنها از همه‌ی بخش‌ها خواستند برای برنامه‌ی چهارم، چالش­ها و فرصت­های جمهوری اسلامی را ارزيابی كنند. در آن كنفرانس كه سازمان مديريت در پژوهشگاه صنعت نفت برگزار كرد و محورش هم برنامه‌ی چهارم بود، از همه‌ی بخش­های دولتی و خصوصی نظر خواسته شد. قضيه اين‌گونه تبديل شد به يك جريان فراگير.

ما در دبيرخانه‌ی مجمع يك كاری را تقريباً از 1375 شروع كرده بوديم برای بررسی سياست­های كلی آمايش سرزمين كه الان هم در دستور مجمع است. از سال‌ها پيش سازمان مديريت كار كرده بود. برای اين كار يك تيم كارشناسی در سه مرحله كشورهای مختلف جهان را بررسی كرده بود. همه‌ی آنها را ما دعوت كرديم و گفتيم شما هرچه مي­خواهيد بگوييد و بياوريد.

- همين چيزهايی كه به صورت جزاير پراكنده بود؟

بله، همه‌شان را ما آورديم در آن كميسيون خاصی كه چشم­انداز را تعريف مي­كرديم. تمام نظرات را گرفتيم؛ از هر زاويه و از هر كسی كه كارشناسی كار كرده بود و اصلاً محدوديتی ايجاد نكرديم.

اوايل من به اين كميسيون نمي­رفتم و مي­نشستم كارهای علمی‌ و تحقيقاتی‌اش را مي­كردم. قسمت اولش را دادم آقای جهرمی، گفتم شما جلسه را اداره كن تا من بروم بنشينم كارهای فكری بكنم و بياورم برای جلسه بعد كه ديگر آقای جهرمی رفت شورای نگهبان و ادامه­ی كار هم باز به عهده­ی من افتاد.

بر اساس پديده‌ی قدرت، پيشنهاد داديم كه ما بياييم آن مؤلفه­های قدرت را بگيريم و سياست­گذاری را بر اساس مؤلفه­های قدرت انجام دهيم. اين هم در مكاتبات است.

- در فرايندی كه شما برای چشم­انداز تشريح مي­كنيد، اول مأموريت مشخص می‌شود؛ درست است؟

نه، مأموريت يك بحث ديگر است. می‌خواهم جرقه را بگويم كه در فرمايش‌های آقا است. من مي­گويم يك آغازی در فرايند جديد چشم‌انداز در جمهوری اسلامی وجود دارد. اصلاً ممكن است شما بگوييد نقطه‌ی آغازين چشم­انداز، همان موقعی است كه امام خمينی جمهوری اسلامی را طراحی كردند؛ مي­گوييم قبول، اما آن چيزی كه از رأس نظام مي­آيد و در يك فرايند قانونی قرار مي­گيرد و بدنه‌ی كارشناسی و علمی دانشگاهی و اقتصادی در بخش­های مختلف با آن پيوند مي­خورند و بعد در ساختارهای رسمی مصوب مي­شود، نقطه‌ی آغازش اين است كه گفتم.

- اين نكته از اظهارات برخی كارشناسان برمي­آيد كه طرح اين موضوع با دستور رسمی رهبر انقلاب در جريان نامه به آقای ستاری‌فر صورت گرفته است.

نه، نامه به آقای خاتمی است كه به مجمع هم رونوشتش آمده است. نامه‌ی رسمی است كه می‌گويد ابتدا چشم­انداز و بعد سياست­های برنامه.

- چطور شد كه اين دستور را به دولت دادند؟ چرا مجمع دريافت‌كننده‌ی اوليه‌ی اين تصميم نبود؟

ما از قبل خودمان كار مي­كرديم و سياست­هايی را كه مي­آمد و در دستور كار قرار می‌گرفت و بحث می‌شد، خدمت رهبری گزارش مي­داديم. موقعی كه سياست­های دولت آمد خدمت رهبری، ايشان آن نامه را نوشتند و اين‌جا فصل مشتركی شد كه دولت بايد بيايد چشم­انداز بدهد و ما هم كه داشتيم در همين فرآيند كار مي­كرديم، نيروهامان را در اين جهت بيشتر متمركز كنيم. بعد سياست­های برنامه آمد بيرون.

- متأسفانه كنفرانس­هايی كه در كشور ما برگزار مي­شود، گاهی جنبه‌ی صوری بودنش ناخودآگاه مي­چربد. فكر نمي­كنيد كنفرانس سازمان مديريت با آن ساختار و با نظراتی كه مي­گيرد، شايد چندان بيانگر يك كار كارشناسی ويژه نباشد؟

نه. ببينيد، همايش كه كار كارشناسی ويژه نيست. يك فراخوان عمومی برای جمع كردن ديدگاه­های مختلف در بخش­های مختلف خصوصی، علمی، اجرائی و تحقيقاتی برای تدوين يك برنامه است. نيازسنجی مي­كند و عوامل محيطيش را مي­شناسد. چون به اكتفای يك بخش نمي­شود كار كرد. ما در مجمع تشخيص، نتايج اين تلاش‌ها را به كميسيون­های پنج­ گانه­ و همايش و مركز مطالعات استراتژيك و ... می‌آورديم و رويش كار مي­كرديم. منتها اين‌ها رسانه­ای نشده است. آرام آرام كار مي­كرديم تا سند شكل بگيرد. وقتی سند به وجود آمد و محصول به نتيجه رسيد، در رسانه‌ها مطرح شد.

مثلاً وقتی من مي­گويم مركز تحقيقات استراتژيك هم روی اين موضوع كار می‌كرد، بايد بدانيد كه بحث‌ها و ايده‌های زيادی بود. مثلاً درباره‌ی ايران منطقه­ای و نظريه­ی چگونگی برخورد ما با غرب، دو نظريه‌ی اختلافی وجود داشت. گروهی نظريه‌ی هم‌پيوندی جهانی را در برابر ايران منطقه‌ای مطرح مي­كردند. وقتی از طرفداران اين نظريه مي­پرسيديم كه خب، وقتی مي­گوييد پيوند، اين‌جا ما نقش شاخه را داريم، ساقه‌ی پيوند كی است؟ ديگر بحث اين‌جا را باز نمي­كردند و مي­گفتند تقسيم كار جهانی. می‌گفتيم شما اين را بر اساس جهان‌داری و جهان‌خواری آمريكا داريد مي­پذيريد. شما مي­گوييد الگوی ما كره‌ی جنوبی است، در حالی كه كره‌ی جنوبی اول پذيرفته است كه آمريكا مسلط بر جهان باشد و بعد شده كره‌ی جنوبی كنونی. در مدل توسعه‌‌ی كره، هر كسی بايد نقش خودش را در جهان آمريكايی بپذيرد، اما جمهوری اسلامی كه نپذيرفته است آمريكا مسلط بر جهان باشد، چگونه بشود كره دوم؟

بعد از اين ماجرا، نظريه‌ی تعامل آمد. اين را عمدتاً متخصصان علوم سياسی و روابط بين­الملل مطرح كردند كه در مركز تحقيقات استراتژيك جمع شده بودند. اسناد نشست­ها و جلساتش و محصولش هم هست. من دبير كار بودم و بحث را دنبال مي­كردم. خواهش كردم كه يك گروه سياسی بنشينند و كار را ببينند. روی مسأله‌ی ايران منطقه­ای و حوزه‌ی ژئوپولوتيك و قدرت كلی بحث شد. درباره‌ی آمايش سرزمين هم از سابق كار شده بود و ما در مجمع برای سياست گذاريش كار مي­كرديم. استراتژی توسعه‌‌ی صنعتی هم كه دولت و وزارت صنايع روی آن كار مي­كردند، گزارش‌هاشان را در جلسات كميسيون خاص ارائه دادند.

- چه كسانی دخيل بودند؟

غير از اين‌ها كه گفتم، چندين هسته‌ی ديگر هر كدام به نوعی در اين مسأله هم‌كاری داشتند؛ مطالعات گسترده‌ی طرح كالبد ملی بود كه توسط دكتر توفيق انجام شد، مطالعات طرح جامع آب ايران بود، مطالعات طرح جامع كشاورزی ايران، هم­انديشی سازمان اسناد جمهوری اسلامی، نشست­های معادلات سياسی وزارت خارجه در حوزه‌ی روابط بين­الملل، كارهای مؤسسه‌ی عالی پژوهش، مطالعات برنامه‌ی عالی توسعه‌ی صنعتی، گزارش و مطالعات سازمان مديريت در مورد چشم­انداز و برنامه‌ی چهارم توسعه و مطالعه‌ی تجربه‌ی كشورهای مختلف و ....

- می‌خواهيد بگوييد كه مجمع مي­دانست چه كار مي­كند، منتها در تك‌تك هم‌كاران شما شايد اين آگاهی وجود نداشته است؟

نه. تنظيم‌كننده و پيوند‌دهنده در اين فرآيند، كميسيون خاص بود كه من دبيرش بودم. ما اجزای مختلف را مي­گرفتيم و وارد فرايند مي­كرديم.

- اما اجزای مختلف شايد نمی‌دانستند در چه فرآيندی دارند وارد می‌شوند.

بعضي­هاشان مي­دانستند و بعضي­هاشان هم نمي­دانستند. مثلاً درباره‌ی استراتژی صنعتی، ما به مركز تحقيقات استراتژيك گفته بوديم كه برای چه اين كار را انجام می‌دهيم. اين‌ها مربوط به جمع‌آوری اطلاعات است. قسمت دوم اينست كه نحوه‌ی ترسيم چشم­انداز را بررسی كنيم. از نامه‌ی رهبر معظم انقلاب درباره‌ی سياست­های كلی تا چشم­اندازی كه مجمع تصويب كرده، كلی راه است.

بايد ببينيم هدف ما برپا ساختن چارچوب برنامه‌های آينده بر كدام اساس است. آن چيزی كه ما به دولت داده بوديم، توسعه پيدا كرد؛ قسمت­های دفاعيش را كم كردند و بر وجهه‌ی علمی و فناوريش اضافه شد. ما هم الهام‌بخشی و تعامل را به‌ آن اضافه كرديم؛ ايران توسعه‌يافته با جايگاه اول علمی در سطح منطقه و الهام‌بخش در جهان اسلام و دارای تعامل سازنده با ديگر كشورها.

- اين سند را مجمع ويرايش كرده است؟

بله؛ يادم هست كه آن موقع ما آمديم دفتر خدمت آقای حجازی و آقای محمدی گلپايگانی. دوستان گفتند شما از آن‌چه الآن داريد، جلوتر بياييد و يك مقدار تغيير بكنيد. گفتم كلمه‌ی «هويت ايرانی اسلامی» بايد بيايد اول سند بالاتر از همه. اگر شما مشروح مذاكرات مجمع را هم بگيريد، مشروح اين حرف‌ها آن‌جا است. چرا حالا اين عبارت آمد اول كار؟ به خاطر اين‌كه ما مي­خواستيم بگوييم نه شرقی نه غربی. اين ابتكار از كجا آمد؟ از يكی از فرمايشات خود آقا. در پاورپوينتی كه دادم خدمت ايشان و در مجمع هم اين را ارائه دادم، گفتم كارهای بزرگ توكل به خدا مي­خواهد و شناخت عميق و تلاش و جهاد و شهادت. اگر غير از اين باشد، نمي­شود كارهای بزرگ كرد. اين بحث اول بود و بعد وارد سند شدم.

ارائه‌ی اين پاورپوينت در مجمع چهل و پنج دقيقه طول كشيد؛ صد و شصت ‌تا اسلايد بود. موقعی كه می‌خواستيم برويم خدمت آقا، خودم رفتم در خيابان جمهوری ايستادم و از اين اسلايدها پرينت رنگی گرفتم و آمدم. يك ساعت و نيم طول كشيد. آقای حجازی در گيت­ دفتر گفت چرا اين‌جوری؟ گفتم آخر اين را دست كس ديگری نمي­توانستم بدهم. همه رفته بودند و من هم نگفته بودم كه بايد صبر كنم تا با اين اسلايدها بيايم...

- اظهار نظر رهبر انقلاب چطور بود؟

اولين اظهار نظر رسمی آقا بعد از ابلاغ سند، در نماز جمعه‌ بود كه فرمودند سند از انسجام، منطق، ارزش­ها و سازگاری مناسب برخوردار است.

- مربوط به چه تاريخی است؟

يادم نيست. گمانم اولين نماز جمعه‌­ای بود كه در ساختمان جديد مصلی خواندند. پيش از اين در دانشگاه به من مي­گفتند تو بيا اين را ارائه بده؛ اما من گفتم نه؛ من هنوز علامتی دريافت نكردم كه رهبری اين را تأييد كرده باشد كه بيايم ارائه بدهم. اطمينان نداشتم كه بر خلاف آقا صحبت مي­كنم يا در مسير ايشان.

- از راهنمايی‌های راهبردی ايشان، چيزی ديگری هست؟

در ابلاغيه‌ی ايشان كلمه‌ی «هويت اسلامی» اضافه شد؛ «كوشش برنامه­ريزی شده و مدبرانه» هم از خود آقاست. واژه­ی «اسلامی انقلابی» را هم آقا اعلام كردند.

ابتدا بحث هويت در اواخر سند آمده بود و اولويت نداشت از نگاه برخی دوستان. آقای پورمحمدی از من در دفتر پرسيد، گفتم اين واژه بايد بيايد بالا؛ البته اين نظر شخصی من بود و من بايد از آن چيزی دفاع كنم كه تصويب شده، اما چون شما نظر شخصی من را مي­پرسيد، مي­گويم بايد اين‌جا باشد. گفت آقا هم فقط يك مورد گفتند آن‌هم همين كه اين بحث بايد بيايد اول سند.

برخی آمدند گفتند اسلامی انقلابی يعنی چی؟ يعنی اسلحه بگيريم و برويم به ديگران حمله كنيم؟ گفتيم نه، انقلابی يعنی يك رويكرد فعال، تسليم نشدن در مقابل انديشه­های سكولار و ترجيح دادن انديشه­های دينی بر انديشه­های سكولار. اين مي­شود انقلاب. انقلاب دگرگونی در انديشه است نه دگرگونی در روابط معمول كه شما مي­بينيد. اگر بر اساس انديشه‌ و ديدگاه سيدمهدی هاشمی در اول انقلاب نگاه كنيد، بله همان حرف­ها است كه شما مي­زنيد، اما اگر با نگاه­ امام خمينی و آيت‌الله خامنه­ای نگاه مي­كنيد، اين است كه ما در مقابل فكر اومانيستی تسليم‌پذير نيستيم و انقلاب داريم نسبت به آن فكر.

وقتی می‌گوييم ايران يك قدرت منطقه­ای است، بايد مبانيش را در حوزه­ی تمدن اسلامی بشناسيم. آقا يك جمله­ای ذيل اين بحث دارند كه ايران «حوزه­ی تمدنی فرهنگ اسلامی» است. من در فكر بودم كه اين حرف آقا را چطور در چشم‌انداز مجسم كنم؟

اگر به كتاب «ايران آينده» نگاه كنيد، من يك جايی اين را آوردم كه كشورهای پيرامون ما كی به وجود آمدند؟ يك جدول دارم كه تفصيل اين حرف آقاست. منتها به صراحت نپرداختم كه زيادی برجسته‌اش كنم. تركمنستان كی تركمنستان شد؟ آذربايجان كی؟ بحث تئوريك آقا را مستند كردم. خيلی هم گشتم. اخوی من سردار سپاه است و تاريخ خوانده است. دو ماه و نيم ازش خواستم بيايد اين كشورهای پيرامون را دربياورد كه كدامشان چه سالی به وجود آمدند؟ اين بحث اصالت ما را روشن مي­كند.

- از همان صحبت­های رهبری اين‌طور احساس مي­شود كه ايشان دغدغه­ی كار را از حوزه‌ی سياست خارجی گرفته‌اند. شايد چون حوزه‌ای است كه نيازها و خطرها خوب ديده می‌شوند. آيا شاخك­ها ابتدا در زمينه‌ی سياست­ خارجی حساس شده‌اند؟

به نظر من ايشان تحولات جهان را و جنگ سرد را خوب دريافت كرده است. متأسفانه بقيه­مان درك نكرديم. ايشان به قول خلبان­ها يك فاصله‌ی هزار پايی با بقيه‌ی افراد دارند. فاصله‌ی آقا با ما فاصله­ی قله­ است با دامنه. فاصله‌مان هم با قله خيلی زياد است.

بعد از جنگ سرد يك تحولاتی در درون و برون كشور ما شكل گرفت. ما جنگ را پشت سر گذاشتيم و وارد مقطع جديدی شديم كه نگاه‌های جديدی را به مديريت كشور می‌طلبيد. در مقدمه­ی همان كتاب من نوشته‌ام و تقريباً تحليل تاريخ يك‌صد سال گذشته را تا مرحله­ای كه آقا گفته بود، آن‌جا آورده‌ام.

آخرین بروز رسانی در جمعه, 02 اسفند 1387 ساعت 10:40
 

افزودن نظر


کد امنیتی
Refresh

ترجمه همزمان

نظرسنجی


نظر شما درباره نگاه دولت به سند چشم انداز 20 ساله...

اوقات شرعی



برش سايت